چند روزه نیست ... خیلی دلم براش تنگ شده خب الان یک ماهی هست ک میرفت ولی برمیگشت دوباره ... رفت امد میکرد الان  نزدیک دو هفته است ... نیست کلا 

منم بعد امتحانا میرم تهران پیشش ... بدبختی نمیتونم بهش پیام درست حسابی بدم گوشی همش دست شاگرداشه اونا جواب میدن:/

هر وقت زنگ بزنم همونه ... اونم فقط شبا نزدیک سحر میشه بهش زنگ زد بچم تو قرنطینه است:))

منم ک غرق تو سریالا هستم وسط خرداد:)) بفهمه میکشتم ... شب و روزام حسابی بهم خرده

حسابی اماده ام برای تابستون^ـ^

فقط یکم روزه میگیرم درس خوندن سخته ... از اونجایی ک معدل امسال تاثیر نداره منم کلا بیخیالش شدم ...

خوشحالم از اوضاع الانم^ـ^:))

خیلی حال میده ...