مظلوم ترین آدمهاى دنیا...

 آنهایى هستندکه...

 تمامِ حرف هایشان را می گذارند

بعد از آنکه به خواب رفتى 

برایت می نویسند...!


#سامی


هنوز که هنوزه همچنان عاشق سرما هستم:|

مشاقم که هرچه زودتر برسه انقدر منتظر و مشتاق 

که گاهی سرما و سوز فصل زمستون و پاییز رو تصو میکنم و به جون میخرم

اینکه تو هوای خنک نفس بکشی

بعد

هااااااا کنی

حرکت نفسی که از اندرونت میاد بیرون رو ببینی

سردت بشه دستاتو محکم عقب و جلو کنی و سعی کنی با ها کردن گرمش کنی

به دو نفره ها نگاه کنی و خوشت نیاد

لباسای زمستونی و گرم

وای که عاشقشونم یعنی

دستکش و شال

و صد البته آبریزش بینی:))

 و مدرسه 

و اینکه به خاطر خنگ بازی های خودت و برادرت مجبور بشی تو سیلی که تا زانوهاته

از مدرسه تا خونه رو بیای:))

هوا سرد باشه گه گداری چندتا دونه برف بیاد و هیچکی تو حیاط مدرسه نباشه

و تنها بری روی نمیکت بشینی زل بزنی به یه جا و با هزاران چیز فکر کنی

اینکه هوا تمیزه خیلیییی تمیز و خوب

مخصوصا وقتی ابریه و برف میخواد بیاد

من شدیدا عاشق برفم

بوی خوبی داره!

اینکه سر اب های یخ زده سر بخوری و بیفتی و ابروت بره کف پات:))

اینکه یهو داری پیاده میای خونه یهو بارون میاد اونم سرد سرد

همهو همه و همه ی اینا بهترین حس های دنیا برای منه ...

حالمو خوب میکنه

ارومم میکنه

شادم میکنه

با اینکه تلخ ترین اتفاق زندگیم تو زمستون بود 

با اینکه وقتی داشتن زیر خروار خاک میزاشتنش بارون بود

با اینکه اون روزا از سرما داشتم جون میدادم ولی دل نمیکندم از با اون بودن 

ولی باز دوسش دارم

من خیلی بی معرفتم قبول دارم

واقعا اینو قبول دارم

یعنی دیگه همه جوره بهم اثبات شده تلخه بده ولی دست خودم نیست ...

این روزا خیلیا بهم گفتن ولی برام زیاد مهم نیست

هوا کم کم شبا و صبا خنکه ...

یکی از بهتریناشم گرمای بخاری ماشین و بخار کردن شیشه و روی بخار چرت و پرت نوشتنه:))

گوشی کل تابستون رو حالت پرواز بود 

چقدر حال میده:))

فقط استفاده ی تلگرام و اینستا ازش میکردم :)) و هنوزم همونه تاااااا97:))

ادما خیلی بدن

خیلی دارن با نگاه ها و حرفاشون اذیت میشم

بسی بسیار فراوان و عجییییییب

و فقط اون بالاییه که باعث شده صبور باشم

مرسی که خواسته ی همیشگیم رو بهم میده و صبر رو تو دامانم گذاشته و میتونم تحملشون کنم

#دلم عجیب قدم زدن تو هوای سرد و سوز دار زمستون رو میخواد ...

بارالهی شکرت ...