خـاطــرات و دل نـــوشـتـه هـای مـن

قضاوت نکنید ...
خـاطــرات و دل نـــوشـتـه هـای مـن

سلام من این وبلاگ رو ساختم تا خاطرات و دل نوشته هامو بنویسم و یه جا داشته باشمشون . تو بیشتر حرفایی که نمیشه با کسی گفت ...اجایی که بتونم مطلب میزارم ...اگه خوندید هم امیدوارم کسی براش بد نباشه ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چــه لــَحظـه ے دردآوریــه ...

اون لـَحــظه کـه میپـُرسـه خوبــے ؟

پـَنـج خـَط تـایپ میکـُنے ولــے بجـاے
" Enter "
هــَمـه روپـاکـــ میکـُنـے ومینـِویسـے خوبـَم ... تـوچــطورے ؟

آخرین مطالب

کلاس (چه ربطی به متن داره😕)

دوشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۰۲ ق.ظ

واقعا به سرما خوردگی شدید و فجیح اونم تو اوج تابستون چی باید بگم؟؟؟؟؟؟

نه واقعا باید چی بگم:|

اینکه پدر سر حق و الناس زیادی حساسه و کاری که میخوام رو برام جور نمیکنه شدید رو اعصابمه خب زور داره ملت خیلی راحت همون کارو بکنن و من که خیلی خیلی خیلی راحت تر از اونا میتونم کاری که هست رو انجام بدم و پدر مخالفت میکنه و حرف از حق و الناس میزنه ولی خب به نظر من برای اینجا صدق نمیکنه😐

فردا صبح امتحان زیست سال درسی پیشه رو یا همون مهر رو دارم ...نخوندم هنوز ...

فردا نمیرم خوبه

از ساعت 8 تا 4 کلا تخصصی کلاس پشت سر هم بدون یک ربع استراحت😭

اینکه معلما به اوضاعی که داری تاییدیه بزنن و بگن اگه خوب پیش بری و خوب بخونی مثل الان پزشکی حله ...خییییلی حال میده ولی خب از طرفی خودت رو هم بشناسی که چقدر تبلی هم اونا خنثی میکنه😆 کلا اوضاعیه

من الان معلم هارو بیشتر از خانوادمو میبینم😐 شورش دراومده😂

عروسی دختر عمه هم عاولی بود👌👍

الانم بخونم زیست رو اگه خوابم اومد ک هیچ اگه نه بریم سراغ ریاضی خان😍

خدایا شکرت

۹۶/۰۵/۱۶
xrf ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی