خـاطــرات و دل نـــوشـتـه هـای مـن

قضاوت نکنید ...
خـاطــرات و دل نـــوشـتـه هـای مـن

سلام من این وبلاگ رو ساختم تا خاطرات و دل نوشته هامو بنویسم و یه جا داشته باشمشون . تو بیشتر حرفایی که نمیشه با کسی گفت ...اجایی که بتونم مطلب میزارم ...اگه خوندید هم امیدوارم کسی براش بد نباشه ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چــه لــَحظـه ے دردآوریــه ...

اون لـَحــظه کـه میپـُرسـه خوبــے ؟

پـَنـج خـَط تـایپ میکـُنے ولــے بجـاے
" Enter "
هــَمـه روپـاکـــ میکـُنـے ومینـِویسـے خوبـَم ... تـوچــطورے ؟

قول داده بودی ...

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۳ ب.ظ
امیدوارم بتونم ادامه بدم ...

شدم آدم پنج سال پیش وقتی که اون رفت ...

اون دفعه میشد دوباره شروع کرد ...

و میدونستم که از من میلیون ها کیلومتر فاصله داری 

از اون وقت تاحالا کوچک ترین خبری ازت نشده

واقعا دیگه کسی نیست که بتونم باورش داشته باشم

واقعا دیگه تهی شدم ... 

نه توانی دارم و نه ...

دیگه من نمیتونم برگردم ... انگار دیگه فقط یه جسمم

هیچ چیزیو حس نمیکنم ...هیچ چیز

به درجه180تا تغییر کردم یعنی از این رو به اون رو ...

کاش بشه یکم بتونم کنار بیام مثل اونموقع و بتونم زندگیمو کنم

تو قول داده بودی میای و منم میبری پس چیشد ...

کم آوردم دیگه

خسته شدم ...
۹۵/۱۱/۲۵
xrf ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی