خـاطــرات و دل نـــوشـتـه هـای مـن

قضاوت نکنید ...
خـاطــرات و دل نـــوشـتـه هـای مـن

سلام من این وبلاگ رو ساختم تا خاطرات و دل نوشته هامو بنویسم و یه جا داشته باشمشون . تو بیشتر حرفایی که نمیشه با کسی گفت ...اجایی که بتونم مطلب میزارم ...اگه خوندید هم امیدوارم کسی براش بد نباشه ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چــه لــَحظـه ے دردآوریــه ...

اون لـَحــظه کـه میپـُرسـه خوبــے ؟

پـَنـج خـَط تـایپ میکـُنے ولــے بجـاے
" Enter "
هــَمـه روپـاکـــ میکـُنـے ومینـِویسـے خوبـَم ... تـوچــطورے ؟

آقای پنهان:(

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۱۱ ب.ظ
خیلی خوبه که اوج خستگیت باشه و تنها داری درس میخونی با تمام بی حوصلگی یهو کسی بهت زنگ میزنه که با تمام وجود دلتنگش بودی و انقدری باهاش حرف نزدی صداشو نمیشناسی و بعد کمی وقتی میفهمی کیه جیییییییییغ میزنی که فلانی تویی؟؟؟ تنها کسی که اجازه داره فاطی صدام بزنه هرچند دعواش میکنم ولی خب....
اینکه میزون تا یک ساعت بعد تماس بپری بالا پایین و ذوق کنی .... خیییییییلی خوبه ...
کاش بشه یه بار ببینمش ... هرچند دیدمش ولی مثل احمقا بغض کردم زودی ازش دور شدم 
ولیییییییی خیلی خوب بوووود
دعا میکنم که عید امسال باهامون باشه ... بریم مسافرت باهم ...
شخص هوادار خخخخ با اینکه ازم خیلی دوره بدجووور هوامو داره ...قبلا هم همینطور بود ...اقای هوادار هوادارتم ...کااااااااش اینجا رو میخوندی:))

۹۵/۱۰/۲۰
xrf ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی