خـاطــرات و دل نـــوشـتـه هـای مـن

قضاوت نکنید ...
خـاطــرات و دل نـــوشـتـه هـای مـن

سلام من این وبلاگ رو ساختم تا خاطرات و دل نوشته هامو بنویسم و یه جا داشته باشمشون . تو بیشتر حرفایی که نمیشه با کسی گفت ...اجایی که بتونم مطلب میزارم ...اگه خوندید هم امیدوارم کسی براش بد نباشه ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چــه لــَحظـه ے دردآوریــه ...

اون لـَحــظه کـه میپـُرسـه خوبــے ؟

پـَنـج خـَط تـایپ میکـُنے ولــے بجـاے
" Enter "
هــَمـه روپـاکـــ میکـُنـے ومینـِویسـے خوبـَم ... تـوچــطورے ؟

دستام پوکید:|

پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۶ ق.ظ

دیروووووز رسما دستای بنده پووووکید:|

بعد نت رفتم نوشتم تااااااااااااشب و بعد بنده هوس ساندویچ کردم و خریدن و خوردیم و بعد دوباره ریاضی اخه تو یه جلسه کلی جزوه میگه:|

نوشتم و ساعت12تا یک سر به سر مامانم گذاشتم و خاله بزرگمان تصمیم بر این داشت که 4یا5مرداد بریم مشهد منتها فقط خانمها و این خانمها شامل خاله ها و تک زندایی و مادربزرگ و حالا هرکی دختر داره ،خب همون منو و دختر خالم:|

با اینکه بدجوووووووووووووووووووووور دلم میخواد برم حرم ولی گفتم مامان من یه نفر به هیچ وجه نمیام:D

خب اخه بابام نیست حالا فقط داداشم نمیبود مسئله ای نبود:)) ایشون هویجن خخخ ولی خب بدون بابام بریم سفر اونم با فامیلا که چی بشه والا :|

مامان و بابای منم که چسب دو قلو هستن کلا همیشه خخخ ...خانوادگی خیلی وابسته ایم ولی اینجا بحث وابستگی نیست اصلا خوشم نمیاد ینی من آبم با اونا تو یه جوب نمیره و مخصوصا بابامم نباشه دیگه هیچچچ اونا خیلی اهل خریدن اینجور مواقع و اونسری دوتا خالم نبودن ...ینی این مادربزرگ من کلا تو پاساژا بودا اصا بخدا گریم گرفته بود روز آخر مامانم هرچی دعوا کرد گفتم نمیخوام من باید برم حرم و از اول تا اخر تنها حرم بودم و ظهری دخترخاله جان هم که احوال من و داشت بهم پیوست کلا تو حرم ما دوتا همیشه باهم جدا میریم یه جا خوب و ...

الانم میخواست اینطور باشه من دوست نداشتم...

ترجیح دادم دیرتر بشه ولی با خانوادم بشه ....

با مامانم شوخی میکردم میگفتم بزار برن واسه ما هم سوغات بیارن:))

بعدش یک شب شروع کردم  دوباره نوشتمممم تا 5صبح :|

و بعد یکم چرخیدم دور خوردم خسته شده بودم و یکم با گوشی ور رفتم و خوابیدم تا میزون 10 و نیم صبح دوباره باید برم بنویسم تا 5که بعد حاضرشم برای6ونیم کلاس ریاضیه دیگه ...

با ریاضی بدجوووور کیف میکنم^_^

۹۵/۰۴/۲۴
xrf ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی